رهبر: همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن های خود باشند ، زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت ، عمل نکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت ، عمل کردن بر خلاف وظیفه است.
در پی این فرمان مرحله ی تازه ای شروع می شود که در آن نا گفته هایت مهمتر از گفته هایت می شوند و دردسر سازترند.البته این وظعیت در ابتدای انقلاب 57 هم ایجاد شد که پی آمد آن ترور اعدام و اسارت پدران ما بود.گمانم این میراث از پس گردشی سی ساله به فرزندان همان پدران رسیده.تا که مرد سفر باشد و تا کدام راه؟
در این مورد خاص امور به دو قسمت گفتنی ها و ناگفتنی ها تقسیم میشوند که البته بخش زیادی از گفتنی ها از ملت گرفته می شود و بجایش نا گفتنی به آنها تحمیل میشود.
روزگاری برشت نوشته بود:
پس از قیام هفده ژوین
سخنگوی کانون نویسندگان دستور داد
در خیابان استالین اعلامیه پخش کنند
که روی آن ها نوشته بود:
ملت اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با کار مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آیا آسان تر نمی بود که دولت
ملت را منحل می کرد
و ملت دیگری برای خود بر میگزید؟!